همایش شعر و اندیشه‌ مهدی اخوان ثالث در دانشکده علوم انسانی

۰۹ دی ۱۳۹۲ | ۱۹:۱۳ کد خبر : ۳۲۲۵ دانشکده ها
تعداد بازدید:۱۲۶

همایش «شعر و اندیشه‌ مهدی اخوان ثالث» به همت اداره پژوهش و دانشکده علوم انسانی و انجمن علمی گروه زبان و ادبیات فارسی با حضور میر جلال‌ الدین کزازی، در سالن اجتماعات داین دانشکده برگزار شد.

در این مراسم میر جلال ‌الدین کزازی استاد زبان فارسی گفت: دیری می‌گذرد که من به شهرری نیامده بودم، از این رو این مهم را به فال نیک می‌گیرم که بهانه‌ای بهینه پیش آمد که به ری باستانی راهی بجویم.

وی افزود: من چندان با روندها و ساز و کارها و دگرگونی‌های شعری که آن را به درست یا نادرست شعر نو می‌نامند پیوند و آشنایی ندارم، زیرا آن را دنبال نمی‌کنم، اما باید بگویم هیچ ستیزی هم با این گونه از شاعری ندارم و با هیچ‌گونه‌ای از هنر و سخن ستیزه نداشته چراکه ستیزه‌کاری بیهوده است.

این استاد برجسته با اشاره به اینکه بر آنم که هر کس می‌تواند هر آنچه می‌خواهد بسراید، بنویسد و بیافریند، اما به همان سان دیگران هم باید بتوانند آن آفریده را بپسندند یا نپسندند، اظهار داشت: با یک پرسمان در راستای شعر نو سخن ادامه می‌دهم، یکی از برترین نمایندگان آن، روانشاد اخوان ثالث است.

وی ادامه داد: در میان سرایندگان نوپرداز اگر بخواهم یکی را برگزینم که با خوی، منش و پسند من سازگار باشد اخوان است، زیرا وی از شیفتگان شاهنامه بود. زبان او در شاعری، زبان کهن خراسانی است، اما آنچه خواهم گفت اینکه اندکی بیندیشیم به این نکته ناگزیر بنیادین، دل‌آسوده از هر پیش داوری، خشک‌اندیشی که آیا آنچه شعر نو نامیده می‌شود، رخدادی است به سود سخن پارسی یا به زیان آن؟

کزازی اظهار داشت: باید تأکید کنم که بنده ستیزی با اینگونه سخن ندارم. سخته‌ترین سنجش از دید من در نقضی، نابی و شورآفرینی هر سخن آن است که بی‌آنکه بخواهیم و بدانیم در یاد ما بماند، اینکه سروده‌ای پس از خواندن یا شنیدن در یاد ما می‌ماند، از دید من برترین نشانه آن است که آن سروده آنچنان کارا و شورانگیز، شکرریز بوده که کام جان ما را نوشین گردانیده و در یاد ما مانده است.به گفته وی، یکی از بزرگترین نازش‌های ایرانیان، نخستین سروده‌های آیینی جهان است که در این سرزمین پدید آمده، همواره برترین هنر در ایران ‌زمین هنری است که در زبان رخ می‌دهد. این هم برگی است از دیوان دری، اما می‌توانیم دانش‌ورانه هر کالبد، هر دبستان و هر ادب بکاهیم و بسنجیم و ببینیم که کدامیک ارزشمندترند. برپایه دانش، برهان نپسند، پسند برهانی نیست، از همین روی پدیده‌ای هنجاری فردی می‌ماند. شما آزادید هر آنچه را می‌خواهید بپسندید. پسند شما از آن شماست. به آسانی نمی‌توانید دیگران را در پسند با خود هم داستان گردانید زیرا خود به درستی نمی‌دانید چرا به آن پسند رسیده‌اید.

وی گفت: ما امروز می‌خواهیم دانشورانه به این پرسش پاسخ دهیم، آیا این دگرگونی در سخن فارسی، این سخن را به فرازنایی دیگر رسانیده است یا نه؟ پیش از آن باید یک نکته را بگویم آن هم اینکه هیچ سروده‌ای سروده نیست مگر آنکه نو باشد.

کزازی ضمن بیان اینکه بازگشت ادبی و هر نوع بازگشتی هنری نیست، چون در هنر بازگشت بی‌معناست، ابراز داشت: کهنگی، فرسودگی در هنر تالابی است که اگر هنر در آن افتاد از میان خواهد رفت. یک نمونه برجسته از آنچه به راستی هنر نیست، آن است که بازگشت ادبی خوانده می‌شود. این نام گویای آن است، این پدیده هنری نیست، چون در هنر بازگشت بی‌معناست. بازگشت به معنای پیروی است و پیروی میراننده هنر است.

کزازی ضمن اشاره به اینکه یکی از دوستانم بازگشت ادبی را کودتای ادبی می‌داند، اضافه کرد: سروده‌ای که نوآیین نباشد سروده نیست، زیرا هیچ پدیده هنری آگاهانه و برنامه‌ریزی‌شده آفریده نمی‌تواند شد. هنر فرزند ناخودآگاهی است، آفرینش‌های هنری کار و سازی است که آگاهانه انجام نخواهد پذیرفت.

کزازی ضمن انتقاد از اینکه آیا می‌انگارید سالاران سخن پارسی مثل سعدی نمی‌توانستند به بسامدهای غیر آهنگین دست یابند، گفت: سخن پارسی را از پیکره‌ای سامانه‌ای آهنگین درهم تنیده، کمال یافته به پیکره‌ای کشانید در میان سخن به سامان، آهنگین، عروضی با سروده‌های هجایی. آیا این هنر بود؟ یا پادینه هنر؟ آیا سعدی که اینگونه شورانگیز می‌نویسد نمی‌توانست پیکره سخن فارسی را دیگر هنر! نباید فریفته نام‌ها شوید و هر سخنی را به آسانی بپذیرید حتی سخن مرا، درباره آن هم بیندیشید.

این استاد ادبیات با اشاره به اینکه زمانی که مثل شما دانشجو بودم، سری پرشور داشتم، به این چند و چون و ستیزه‌ها می‌پرداختم، گفت: اگر سروده‌های اخوان با آن هم شیوه‌گان او یکسان نیست، سختگی افزون‌تری دارد به این برمی‌گردد که او با پیشینه ادب ایران آشنایی داشت. چامه‌هایی را به شیوه کهن در پیوسته که در جای خود زیبا و دلپذیر است، اما کسانی هم هستند نامی برآورده‌اند، اما خود آشکارا معترفند که با پیشینه ادب و فرهنگ ایران آشنایی ندارند و ادب بیگانه را بهتر می‌شناسند. شاید بگویید پس چرا نام برآورده‌اند؟ پاسخ کوتاه اینکه، همواره نام‌ها بسزا به دست نمی‌آیند. انگیزه‌ها و کارکردهایی در کارند تا فردی را به نام برسانند، به ویژه پیوندهای مسلکی و همگرایی‌های سیاسی، تا چند دهه پیش داستان در ایران به گونه‌ای بود که اگر کسی می‌گفت سروده‌های کهن را می‌پسندم بی‌درنگ به او می‌تاختند که تو کهنه‌گرا هستی و فرزند زمان خود نیستی و گونه‌ای مافیای ادبی بر گروه‌های فرهنگی روشنفکرانه ایران سایه افکند.

از دیگر برنامه های  این همایش فرهنگی می توان به شعرخوانی،شرح زندگینامه و ارائه ی دو مقاله دانشجویی با نگاهی به زندگی مهدی اخوان ثالث اشاره کرد.

 




نظر شما :